تالی دوریه که ت
تالی دوریه که ت به دل اکیشم
له سر خیه یالت فرمیسک اریژم
قد خیه یال نه که ی تو له یاد به که م
مگر او روژی کوچ بو خاک به که م
تلخی دوری تو رو با جون و دل تحمل می کنم .
با فکر کردن به تو اشک میریزم .
هرگز خیال نکنی تو رو از یاد میبرم .
مگر اون روزی که به خاک کوچ بکنم ( بمیرم )
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * We were given: Two hands to hold. To legs to walk. Two eyes to see. Two ears to listen. But why only one heart? Because the other was given to someone else. For us to find.
به ما دو دست داده شده است برای نگهداشتن. دو پا برای راه رفتن. دو گوش برای شنیدن. اما چرا تنها یک قلب؟ چون قلب دیگر به فرد دیگری داده شده است که ما باید پیدا کنیم


من گلزار،ساکن شهرستان بوکان هستم ونژادم کوردهست.